|
انسان مطلوب شاخصه های انسان مطلوب
| ||||
مومن کیست؟-هنگام تسلط و توانایی ،گذشت می کند
2-رفتارش ملایم است 3- شیوه زندگی و راه رفتنش آمیخته با فروتنی است 4- حاضر است خود را به زحمت بیندازد تا دیگران در آسایش باشند 5- در دوستی،خالص است 6- در پیمان ،استوار است 7- در داوریها ستم نمی ورزد و جانبداری نمی کند 8- در بزنامه زندگی اقتصادی خود اندیشه و تدبیری نیکو دارد 9- در نبودن اشخاص ،حقوق آنان را رعایت می کند 10-عذر پذیر است 11- بسیار بخشنده است بی آنکه اسرافگر باشد یا زیاده روی کند 12- نسبت به درماندگان بسیار مهربان و دلسوز است 13- در هر مشکلی میتوان به یاری او دل بست 14- اگر از کسی خوبی دید ،از آن یاد می کند 15- کسی را که با او مشورت می کند به راهی که خیر و صلاح میداند ،آشنا میسازد 16- پرده کسی را نمی درد 17- در اسرار مردم امین و امانتدار است 18- از زورگویی ،دروغ و نادانی می پرهیزد 19- دانش و شکیبایی را باهم بکار میبرد 20- با دیگران با خلق و خوی خوش رفتار میکند 21- نسبت به زیردستان خود سخت گیری و بدرفتاری نمی کند 22- او را از کسالت و بی حالی دور می بینی 23- از روش نیکوکارانی که پیش از اووجود داشته اند،پیروی می کند 24- هیچ کار نیک را برای ریا و خودنمایی انجام نمی دهد 25- هیچ اقدام خیری را از سر شرم وا نمی نهد 26- نه متکبر و خودخواه است و نه حیله گر و مکار 27- جز به راست ،سخن نمی گوید 28- شکم پرستی ،او را به رسوایی نمی کشاند 29- بخل نمی ورزد 30- در کارهایش شتاب و عجله نمی کند 31- پرخاشگر نیست 32- با سخنان ناسزا کسی را نمی رنجاند 33- نه عیبجوی مردم است و نه پشت سر آنان بدگویی می کند 34- سست و سهل انگار نیست 35- در اموری که به او مربوط نیست،دخالت نمی کند 36- در سختی،سستی به او دست نمی دهد 37- در آسایش،خود را فراموش نمی کند و مغرور نمی شود 38- از یک سوراخ،دو بار گزیده نمی شود 39- در هنگام بی نیازی،میانه روی را از دست نمی دهد 40- در تنگدستی،عزت نفس خود را پاس می دارد 41- اگر می پرسد،مقصودش یاد گرفتن است (نه آزار دادن) 42- بی جهت کسی را سرزنش نمی کند 43- ستمدیده را یاری می کند 44- یاری کننده دین است 45- سکوت اختیار می کند تا از لغزشها سالم بماند 46- در روابط خود با مردم،انصاف را رعایت می کند 47- نسبت به یتیمان،همچون پدر است 48- زندگی را سخت نمی گیرد 49- اگر از کسی دوری می کند از سر کبر و خود پسندی نیست 50- بنابراین شایسته آن است که پیشوای نیکوکاران بعد از خویش قرار گیرد [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 8:7 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
خصوصیات انسان مومن در قرآن کریمخصوصيات مؤمنين در قرآن به چه صورت بيان شده است؟
مؤمن از ريشه «امن»، يعني؛ رساندن خود يا ديگري به امنيت يا گرويدن، يا در امان گرفتن است، و در اصطلاح اسلام به معناي اذعان و تصديق به چيزي و التزام به لوازم آن است، مثلاً ايمان به خداوند در واژههاي قرآني به معناي تصديق به يگانگي او، و پيغمبرانش و تصديق به روز جزاء و بازگشت به سوي او، و تصديق به هر حكمي است كه فرستادگان او آوردهاند البته ايمان با پيروي عملي ميباشد. به همين خاطر در قرآن هرجا كه صفات نيك مؤمنين را ميشمارد و يا از پاداش جميل آنها سخن ميگويد به دنبال ايمان، عمل صالح را هم ذكر ميكند. مثلاً ميفرمايد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى وَ حُسْنُ مَآبٍ»[1] (كساني كه ايمان آورده و عمل صالح ميكنند خوشا به حال آنان كه سرانجام نيك دارند.) ... صفات مؤمنين در قرآن بطور مفصل بيان شده است ولي براي رعايت اختصار به بعضي از آنها اشاره مينمائيم. الف: صفات فردي: 1. خشوع در نماز «الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» يعني: «مؤمنين كساني هستند كه در نماز خويش خاشع و فروتن هستند و ديده بر سجدهگاه خود دارند و به اين سو و آن سو نمينگرند و دلشان در گرو مهر و عشق به خداست. 2. دوري از گفتار و عملكرد بيهوده «وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» مردم با ايمان كساني هستند كه از هر گفتار و نوشتار و عملكرد بيهوده و بيثمر و بياهميت روي ميگردانند. چراكه به باور آنان چنين گفتار و كردار بيهوده و زشت و ناپسند است و بايد از آن دوري جست. 3. پاكدامني: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» آنان (مؤمنان) كساني هستند كه دامن خويش را حفظ ميكنند، منظور از حفظ دامن خويش، اين است كه رابطة جنسي آنان تنها در قلمرو خانه و خانواده، و در چهارچوب مقررات شرعي و اخلاقي و انساني است. و هرگز خود را با پستي و زشتي گناه آلوده نساخته، و دامان به حرام و گناه نميآلايند، و چشم و دل و جسم را از حرام حفظ ميكنند. 4. دوري از بدگماني، غيبت، بدگوئي، تجس «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً»[2] ترجمه: «اي كسانيكه ايمان آوردهايد دوري گزينيد از بعضي گمانهاي (بد)، كه آن گمانها گناه است، و تجسس در عيوب ديگران نكنيد (از چيزهائي كه از بدي ايشان بر شما پنهان است) و غيبت و بدگوئي از يگديگر نكنيد. 5. مقام تسليم: مؤمن تمام امور وجودي خود را به اختيار خداوند واگذار ميكند و در قرآن كريم، حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از خداوند چنين مقامي را ميطلبد «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ»[3] 6. مقام يقين: مؤمن اعتقاد جازم نسبت به اصول دين و فروع دين دارد، مثلاً ممكن نيست انسان اعتقاد قطعي بروز حساب داشته باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و بياد آن باشد در عين حال پارهاي گناهان را مرتكب شود (و بالاخرة هم يوقنون) چنين كسي نه تنها مرتكب گناه نميشود بلكه از ترس، بقرق گاههاي خدا، نزديك هم نميگردد. 7. تواضع و فروتني، «الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»[4] (آنان بر روي زمين متواضعانه راه ميروند.) 8. حلم و بردباري: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[5] (و زماني كه جاهلان، به آنان خطاب ـ جاهلانه ـ كنند با سلام و بيان خوش جواب دهند.) 9. شب زندهداري: «وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً»[6] (و آنان كه شب را براي پروردگارشان به روز ميآورند در حالي كه سجده كننده و قيام كننده هستند.) 10. توحيد خالصانه: «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ»[7] كساني هستند كه با خدا معبود ديگري را نميپرستند. 11. كريمانه از لغو گذشتن: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»[8] و چون با لغو مواجه شوند، بزرگوارانه از آن ميگذرند. 12. تدّبر در آيات الهي: «وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً»[9] و كساني هستند كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند همچون كرها و كورها بر آن آيات نميافتند. ب: رفتارهاي (خصوصيات) اجتماعي 1. هجرت و جهاد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ»[10] كساني كه ايمان آوردند مهاجرت كردند و جهاد نمودند در راه خدا با مالها و جانهاي خود، بزرگترين درجه را نزد خداوند دارند و آنان خود رستگارانند. 2. شهادت طلبي: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشعُرُونَ»[11] و نگوئيد دربارة كساني كه در راه خدا كشته شدهاند مردگانند بلكه زندهگانند اما شما نميفهميد. 3. انتخاب دوست: «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقيةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»[12] نبايد مؤمنان كافران را دوست خود گيرند، و هر كس چنين كرد چيزي پيش خدا ندارد، مگر آنكه از ايشان تقيه كند، يك تقيه مصلحتي و بظاهر، براي مدتي دوستي كنيد و خداوند شما را از خود ميترساند، و به سوي خداوند است بازگشت. 4. امر به معروف و نهي از منكر «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ، بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[13] مردان و زنان مؤمن همه ياور و دوستدار يكديگرند، همديگر را به كار نيكو امر و از كار زشت باز ميدارند. 5. پرداخت زكاة: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ»[14] مردم با ايمان كساني هستند كه زكات و حقوق مالي خويش را ميپردازند. 6. دوري از ربا: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[15] اي مؤمنان ربا را چند برابر نخوريد و تقواي الهي داشته باشيد، شايد رستگار شويد. 7. امانتداري: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[16] مردم با ايمان كساني هستند كه رعايتگر امانتهاي مردم و عهد و پيمانهاي خود با ديگراناند. از اين روهم به ويژگي امانت و امانتداري آراستهاند و هرگز دست و دل و ديده به خيانت باز نميكنند و هم در زندگي خويش از عهد شكني به دوراند و به پيمانهاي خود وفا ميكنند. با توجه به مطالب مذكور روشن ميشود، مؤمن كسي است كه اعتقاد قلبي به دستورات خداوند داشته باشد و به آنها عمل كند. در اين صورت است كه محبوب خداوند تعالي ميگردد و زندگي نيكو و سعادتمندي خواهد داشت «و من يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً»[17] هركس تقواي الهي پيشه كند (خدا ترس و پرهيزگار باشد) خداوند راه بيرون شدن (از عهدة گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او ميگشايد. و از جايي كه گمان نبرد به او روزي عطا كند و هركه (در هر امري) بر خدا توكل كند خدا او را كفايت خواهد كرد كه خدا امرش (بر همه عالم) نافذ و رواست و بر هر چيز قدر و اندازهاي مقرر داشته است. [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 8:4 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
ويژگيهاي انسان از نگاه اسلام در تفكراسلام، هم به آزادي معقول احترام گذاشته و هم دركنار عقل،علم ، توسعه و پيشرفت به معنويت واخلاق نيز اهميت مي دهد .قرآن انسان را موجودي مي داند كه به واسطه وجود نيروها و استعدادهاي مختلف كرامت ذاتي يافته است. از ديدگاه اسلام كنش انسان در هر حيطه اي زماني ارزشمند است كه جهت گيري الهي داشته باشد.مرتضي مطهري در اين زمينه مي گويد: قلمرو انسان چه در ناحيه آگاهيها و بينشها و شناختهاو چه در ناحيه خواسته ها و مطلوبها بسي وسيع تر و گسترده تر و متعالي تر است . ... انسان از نظر خواسته ها و مطلوبها نيز مي تواند سطح والايي داشته باشد.انسان موجودي است ارزش جو،آرمان خواه وكمال مطلوب خواه .اوآرمانهايي را جستجو مي كند كه مادي و از نوع سود نيست ... عام وشامل و فراگيرنده همه ... ادامه مطلب [ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 20:46 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
همه مکتبهاي فلسفي و اخلاقي درصدد ارائه تعريف انسان و اهداف خلقت او برآمده و راهکارها و روشهايي را نيز براي تربيت و تکامل او ارائه دادهاند. از آنجا که روشها و راهکارها، بايدها و نبايدها برخاسته و برآيند جهانبينيهاست، تفاوتهاي موجود در جهانبينيها، زمينهساز تفاوت در تعريف از انسان، راهکارها و روشها نيز گرديده است. مکتب حياتبخش اسلام، برخاسته از جهانبيني توحيدي و وحياني، جامعترين تعريف و کاربرديترين راهکارها را براي تربيت و تکامل انسان ارائه نموده است. ارزيابي راهبردها و راهکارهاي مکتبها و تبيين ابعاد نگرشي مکتب اسلام در راستاي دستيابي به کمال و سعادت انسان حائز اهميت و مفيد فايده خواهد بود. [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 16:11 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
علي (ع ) نمونه اي بارز از انساني كامل و بهره مند از سلامت نفساني است كه با قدرت اراده و ايمان، به اين درجه از حيات رسيد. انسان مورد نظر علي (ع) مراحلي از كمالات را پشت سر گذرانده است كه مهمترين آنها شناخت و واقع بيني است اين انسانها به عيوب خود توجه دارند، از محيطهاي ناسالم اجتماعي رنگ نمي گيرند و با ايمان و اراده قوي از بند خودخواهي رها هستند. آن حضرت براي رسيدن انسان به مرحله مطلوب، پنجره هاي متعددي را به روي او مي گشايد، انسان را به استعدادهاي گوناگونش توجه مي دهد و سلامت وي را در گرو رشد هماهنگ اين استعدادها معرفي مي كند. حضرت علي (ع) پرورش صفات نيك را منوط به استواري پايه هاي دانش و تفكر بشر مي داند و توصيه مي كند كه انسانها چراغ معرفت را در درون خود بيفروزند، از نيروي خرد بهره بگيرند، تا در برابر تمايلات نفساني تسليم نشوند و با كنترل اميال، عقل و علم را بر خواسته هاي خود غلبه دهند آن حضرت مي فرمايد:
«راه راست را از عقل بخواه و با هواي نفس مخالفت نما تا كامياب شوي.»
امام علي (ع) انسان را به عمق اين باور مي رساند که پذيرش جهان آخرت را به عنوان يك مرحله واقعي از زندگي، جزء برنامه روزانه انسان قرار مي دهد تا او بداند از آنچه قبل از مرگ انجام داده، در جهان ديگر بهره مند مي شود اين مسئله، انسان را بسوي نيكي ها و فضيلت ها سوق مي دهد. امام علي (ع ) هنگاميكه از شاخصهاي عملي سلامت انسان سخن مي گويد، قبل از هر چيز، رعايت هنجارهاي اجتماعي و خويشتن داري در برابر فساد و گناه را از لوازم اين ارتباط مي داند؛ ايجاد همبستگي و رابطه نيكو با خويشاوندان از نگاه علي (ع)، پشتوانه قوي روحي و رواني براي آدمي است درحالي كه شرايط زندگي كنوني، انسان را از هدف اصلي خود دور مي سازد و فقدان اخلاق انساني، مشكل بزرگ بشريت قرن حاضر است، علي (ع) را مي بينيم كه موشكافانه ارزشهاي معنوي چون مسئوليت پذيري، نوع دوستي، وفاي به عهد، مشورت و دوستي با ديگران را در انسان بيدار مي كند؛ آن حضرت محبت ورزيدن را نيمي از خردمندي ذكر مي كند و مشورت را شريك شدن در عقل هاي ديگران مي داند. دفاع از كيان خود و نواميس اجتماعي از نگاه علي (ع ) بيانگر طبع بلند انسان سالم اجتماعي است چنين انساني بطور يقين از كبر، ريا، تفاخر و نفاق به دور است آن حضرت پندپذيري و استفاده از عبرتهاي تاريخي و اجتماعي را نيز عامل مهمي براي كم كردن ضريب خطاي رفتاري بشر مي داند. امام علي (ع) انسان رشد يافته را انساني مي داند كه داراي رابطه اي سالم با خود، خداي خود و با ديگران است فردي كه درپي شناخت خود است، درك صحيحي از زندگي و هدف آن پيدا مي كند لذا آن حضرت از انسانها مي خواهد جايگاه خود را در اين جهان بشناسند و ارزش و منزلت خود را از بين نبرند؛ به تعبير حضرت علي (ع) هر كه ارزش خود را نشناخت، تباه شد؛ به تعبير ديگر، برترين معرفت از نگاه علي (ع) شناخت آدمي از خويشتن است. [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 16:9 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
هدف تعليم و تربيت در اسلام پرورش انسان مطلوب استمديرکل تبليغات اسلامي لرستان به مناسبت بازگشايي مدارس گفت: کار معلم در راستاي کار انبيا و در کنار معلمي ، تزکيه نفوس و تربيت نسل جوان و نوجوان است .به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي لرستان ،حجت الاسلام علي خادمي افزود: ضرورت تعليم و تربيت و در عين حال دشواري و پيچيدگي اين مهم، واقعيت و موضوعي است که همگان از آن باخبرند ، لذا هر ملت زنده اي با توجه به سوابق فرهنگي و شرايط اجتماعي خود و متناسب با امکاناتي که در اختيار دارد نظام خاصي را براي تحقق کمال مطلوب و مورد نظر خود پي ريزي كرده و از پس فراهم آمدن مقدمات لازم آن را به مرحله اجرا مي گذارد ، به اميد اينکه از اين طريق بتواند فرزندان خود را مطابق دلخواهش تربيت كند. وي افزود : با توجه به اينکه ما در جامعه اسلامي زندگي ميکنيم و آحاد مردم آن مسلمان و معتقد به مباني ديني هستند مي بايست نظام تعليم و تربيت برگرفته از تعاليم قرآن و انبياء الهي بوده تا آن کمال مطلوب و مورد نظر در تربيت فرزندانمان که همان وجود فرزندي صالح با آينده اي درخشان است حاصل گردد . وي گفت :انسان مطلوب مورد نظر اسلام علاوه بر پيشرفت در عرصه هاي مادي بايد داراي ويژگي هاي معنوي از جمله آراستگي روح وپايبندي به اخلاق و حرکت در اين مسير باشد وبراي رسيدن به اين اهداف والا و ارتقاء آن بايد از همه ابزارها و شيوه هاي نوين بهره مند شد. وي در پايان سخنان خود اظهار داشت :کار معلم در راستاي کار انبياء و در کنار معلمي ، تزکيه نفوس و تربيت نسل جوان و نوجوان است و لذا معلم بايد هم حلم و بردباري و هم استقامت بهخرج دهد و با لطف و مهرباني آنها را در مسيربندگي خدا قرار دهد. [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 16:5 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
انسان مطلوب»، انعكاسي از معيارهاي ديني انسان كامل
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مراسم رونمايي از كتاب «انسان مطلوب» از اين نوشتار به عنوان اثري فاخر در حوزه تربيت انسان ياد كرد و اين كتاب را در شمار نخستين مجموعههاي كامل و بيانگر معيارهاي انسان مطلوب از نظر دين اسلام بر شمرد ![]() حجتالاسلام علي سعيديشاهرودي در آيين رونمايي از كتاب «انسان مطلوب» كه صبح امروز(هشتم دي ماه) در سالن اجتماعات شهيد محلاتي ستاد نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران با حضور فرماندهان، مسوولان نيروهاي مسلح و شخصيتهاي فرهنگي و علمي كشور برگزار شد، اظهار كرد: براي تاليف كتاب «انسان مطلوب» از دو منبع معتبر «قرآن» و «روايات ائمه معصومين(ع)» استفاده شد و گروه مولفان در آن به صورت روان به بيان بايدها، نبايدها و ويژگيهاي انسان مطلوب پرداختهاند. [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 15:49 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
زنى كه همیشه بسم الله الرحمن الرحیم می گفت
در تحفةالاخوان حكایت شده است كه مردى منافق زن مؤمنى داشت كه در تمام امور خود به اسم بارى تعالى مدد مىجست و در هر كار «بسم الله الرحمن الرحیم» می گفت و شوهرش از توسل و اعتقاد او به بسمالله بسیار خشمناك مىشد و از منع او چاره نداشت تا آنكه روزى كیسه كوچكى از زر را به آن زن داد و گفت او را نگاه بدارد! زن كیسه را گرفت و گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم» آن را در پارچه اى پیچید وگفت: «بسم الله الرحمن الرحیم» و آن را در مكانى پنهان نمود و بسمالله گفت. فرداى آن روز شوهرش كیسه را سرقت نمود و به دریا انداخت تا آنكه او را بى اعتقاد و شرمنده كند. پس از انداختن كیسه در دریا به دكان خود نشست و در بین روز صیادى دو ماهى آورد كه بفروشد. مرد منافق آن دو ماهى را خرید و به منزل خود فرستاد كه آن زن غذایى از براى شب او طبخ كند. چون زن شكم یكى از آن ماهیان را پاره نمود كیسه را در میان شكم او دید! بسم الله گفت و آن را برداشت و در مكان اوّل گذاشت.چون شب شد و شوهرش به منزل آمد زن ماهیان بریان را نزد او حاضر ساخته، تناول نمودند. آنگاه مرد گفت: كیسه زر را كه نزدت به امانت گذاشتم بیاور. آن زن برخاسته، «بسم الله الرحمن الرحیم» گفت و آن را در پیش شوهرش گذاشت. شوهرش از مشاهده كیسه بسیار تعجب نموده و سجده الهى را به جاى آورد و از جمله مؤمنان گردید. [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 15:40 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 15:34 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
اتاق تولید وتغییر واصلاح نگرش واندیشه انسان مطلوب باتکیه بر انسان مطلوب
براستی انسا ن مطلوب در دوره پر تلاطم تغییرات جهانی چه انسانی است؟عبد صالح.آیا باور داریم که تربیت ورساندن انسان مطلوب ومسلمان ،باتوجه به تغییرات وتاثیر گذاری بدون چون وچرای فن آوری اطلاعات در روح وروان تاثیر پذیرکودک ونوجوان وجوان وحتی بعضی ازپیران ، چقدر نسبت به دهه اول ودوم انقلاب وحتی نسل سوم انقلاب دشوارتر شده است؟در هر کوی وبرزنی اطلا ع وتصاویر ازطریق تلفن همراه واینترنت وسی-دی وما هواره به راحتی دراختیار پاکان فطری میرسد. محیط جهانی اثر خود را میگذارد ومحیط داخلی توسط عده ای سود جو، اثر خود را!! ماند ه محیط خانه ومدرسه ومحیطی که دراختیار دولت وقوه قضا ئیه.این مربع محیط باید آنچنان بهم وصل باشند که هرگز اضلاع آن ازهم جدا نشود.نباید میراث باارزش اسلامی وایرانی به سادگی تسلیم فرهنگ غرب شود وواکنش ها از نوع انفعالی باشد ودل خوش به همین برنامه های سنتی نماییم. هر کنش جدیدی درجهان فرهنگی،واکنش متناسب خودش را میطلبد.لذا باید نگرش ما با پذیرش آموزش مجازی، تغییر کند.فرهنگ کنترل هماهنگ چهار ضلعی باید برنامه کشوری وجامع راتدوین نماید. دیروز گوش های دانش آموزان متعلق به معلم ووالدین ودوستان ... ادامه مطلب [ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 15:33 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ]
|
||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||